توطئه، از توهم تا تئوری

چندی پیش به مناسبت ترور برهان‌الدین ربانی و تیره‌شدن روابط افغانستان و پاکستان، مطلبی نوشتم در رابطه با نقش امریکا و گرفتن ماهی از این آب گل‌آلوده، اما صلاحی در انتشار آن نبود؛ پس از اتفاقات اخیر و اتهاماتی که در رابطه با ترور سفیر عربستان به ایران زده شد، تصمیم گرفتم علاوه بر انتشار این مطلب، خطر وجود چنین مثلث‌هایی را در این مطلب و مطالب آینده گوشزد کنم، شاید اتفاقی بیفتد!

مثلث پاکستان، افغانستان و امریکا : بی‌توجهی مقامات ایرانی به تحولات منطقه

رئیس شورای صلح در خاورمیانه ترور می‌شود، وزارت امور خارجه ایران تنها این اقدام تروریستی را محکوم می‌کند و آن را به طالبان نسبت می‌دهد، درحالی که تصور افغان‌ها از ناآرامی‌های کشورشان چیز دیگریست.

حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان اعتقادی به دخالت طالبان در این ترور ندارد و می‌گوید اگر ثابت شود گروه طالبان در قتل ربانی دست داشته اند، گفت و گوی صلح با آنها متوقف خواهد شد؛ این درحالیست که وی پاکستان را مقصر اصلی این حادثه می‌داند و همسایه جنوبی‌اش را عامل تحریک گروه‌های تروریستی در کشورش می‌خواند : «دیگر جوابی من ندارم مگر اینکه بگویم جانب مقابل در این مذاکره پاکستان است. چون ما ملا عمر را پیدا کرده نمی توانیم، کجاست (او)؟ شورای طالبان را پیدا کرده نمی‌توانیم، کجاست؟ قاصدی به نامشان می‌آید و می‌کشد. پس با کی باید صحبت کرد؟ مگر اینکه با پاکستان. »

این سخنان کرزای که در جمع رهبران مذهبی افغانستان بیان شده‌است بی‌شک اشاره به شخصی دارد که خود را حامل پیام صلح از طرف «شورای کویته» معرفی کرده بود، و پس از نزدیک شدن به برهان‌الدین ربانی در یک اقدام انتحاری وی را به شهادت رسانده‌بود.

در تازه‌ترین اقدام دولت افغانستان، این کشور سفر یوسف‌رضا گیلانی نخست‌وزیر پاکستان به این کشور را به دلیل غیرضروری بودن لغو می‌کند تا روابط دو کشور در هاله‌ای از ابهام تیرگی باقی بماند.

مسئله تنها به این‌چیزها ختم نمی‌شوند بلکه دولت افغانستان ادعا می‌کند ردپای پاکستان را در تمام حملات تروریستی کشورش می‌بیند، به عنوان مثال تحلیل‌گران افغان معتقدند حمله به سازمان مرکزی استخبارات امریکا در کابل که سومین حمله به اهداف امریکایی در دوهفته اخیر بوده است را از جمله تحریکات پاکستان می‌دانندکه در پاسخ به تهدیدات امریکا انجام شده‌است.

این کارشناسان و تحلیل‌گران معتقدند از طرفی پس از تهدید نظامی امریکا به پاکستان در رابطه با شبکه حقانی و طالبان پاکستان نزاع با امریکا را در زمین افغانستان انجام می‌دهد؛ ادعایی که فارغ از صحیح یا غلط بودن آن به امریکایی‌ها اجازه می‌دهد تا دوباره نیروهای خود را در افغانستان مستقر کنند و چه بسا از این کشور به عنوان پایگاهی علیه پاکستان استفاده کنند.

تحولات اخیر منطقه آسیای میانه و قفقاز و همچنین تهدیدات مکرر امریکا نسبت به کشورهایی نظیر پاکستان نویدبخش ناآرامی‌هایی است که در آستانه انتخابات مجلس ایران گریبانگیر این منطقه خواهد بود.

در این میان نیز مسئولان وزات خارجه جمهوری اسلامی ایران بدون هیچ موضع‌گیری خاصی ترور این فعال صلح را در افغانستان محکوم می‌کنند و بدون توجه به نزاع دوکشور همسایه به راحتی به نیروهای نظامی امریکا اجازه می‌دهند تا درحالی‌که هرکدام از این پایگاه‌های نظامی یک تهدید برای کشورمان محسوب می‌شوند در افغانستان پایگاه نظامی احداث کند و از آنچه باصطلاح منافع صلح در خاورمیانه خوانده می‌شود دفاع کند، غافل از آنکه هرگونه نا امنی در منطقه آن‌هم در مناطق شرقی و جنوب شرقی کشورمان به ناامنی بیش از پیش استان‌های شرقی در آستانه انتخابات مجلس می‌انجامد، امری که مدتهاست موضوع مورد بحث مسئولان امنیتی کشور است.

از طرف دیگر ایران می‌تواند با ایفای نقش میانجی میان این دو کشور علاوه بر کنترل اوضاع منطقه و کوتاه کردن دست‌اندازی امریکا در این دو کشور جای پای خود را در مذاکرات بین‌المللی باز کرده و در اقدامات بعدی خود موفق‌تر عمل نماید.

This entry was posted in انتقاد, یادداشت‌ and tagged , , , , , , , , , , , , , , , , , . Bookmark the permalink.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>