اردیبهشت ۱۳۹۱ د س چ پ ج ش ی « فروردین ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ Last Tweets
- اعتراف میکنم یه بنده خدایی رو اد کردم که باهاش بحث کنم، حالا هروقت آنه حوصلم نمیاد باهاش بحرفم فکر کنم کلن موضوعو فراموش کرده باشه! #, 2012/05/16
- پاسخنامه سفید مشایی در کنکور ارشد! http://t.co/qXiwRZrP #, 2012/05/15
- پاسخ مرتضوي به توكلي درباره قول شرف http://t.co/cOx9TxF7 #, 2012/05/15
- این بار یک دارالقرآن بهانه تخریب شهرداری تهران شد http://t.co/KiIOsSx9 #, 2012/05/15
- گرداننده اصلی سایت «کلیک» دستگیر شد http://t.co/ILhXcLoY #, 2012/05/15
برچسبها
آسانسور اداره ارتباطات ازدواج اقتصاد امام زمان امامزاده صالح امريكا انتخابات انجمن علمی ایدز اینترنت خامنهای خانواده خبرگزاري فرهنگ انقلاب اسلامي خواستگاری داستان کوتاه درد دل دلنوشته دوست دختر دوست پسر دین زخم زندگی زیارت ستاره ستاره، ستاره سهیل ستاره سهیل،اپیزود اول ، ستاره سهیل،اپیزود دوم ، سهیل شهادت عشق فرهنگ نيوز فرهنگ و ارتباطات مرگ مسجد مينيمال نان وبلاگ وبلاگ نویسی پارک لاله پروپاگاندا کار کوچه مینو زندگی
Tag Archives: آسانسور
گفتوگوهای کوتاه
_ آخی خسته شدیم_ به جاش دو روز میریم خونه استراحت میکنیم_نه مادر،دلت خوشه ها، بریم تازه میشیم خانوم خونه؛تا خود شنبه باید کار کنیم…_ آره خوب،ولی همین که تو خونهای و کنار خانواده خودش استراحته…بلندگوی آسانسور: (طبقه همکف) از … Continue reading
Posted in داستان کوتاه
Tagged آخر هفته, آسانسور, اداره, استراحت, خانم, خانواده, خستگی ، گفتگو, زن, زندگی, کار, گفتوگو
Leave a comment
گفتوگو های کوتاه
_ میدونی دلم چی میخواد؟_ هوم…_ دلم میخواد یه خونه داشتم تو شیرا…_ من آرزومه پول داشتم،یه خونه میخریدم تو روستای پدری…_ روستا که حال نمیده بابا، آب و برق و…_ نه کی گفته؟ اتفاقا خیلی هم حال میده… وشانس … Continue reading