Tag Archives: آسانسور

گفت‌وگوهای کوتاه

_ آخی خسته شدیم_ به جاش دو روز می‌ریم خونه استراحت می‌کنیم_نه مادر،دلت خوشه ها، بریم تازه می‌شیم خانوم خونه؛تا خود شنبه باید کار کنیم…_ آره خوب،ولی همین که تو خونه‌ای و کنار خانواده خودش استراحته…بلندگوی آسانسور: (طبقه همکف) از … Continue reading

Posted in داستان کوتاه | Tagged , , , , , , , , , , | Leave a comment

گفت‌و‌گو های کوتاه

_ می‌دونی دلم چی می‌خواد؟_‌ هوم…_‌ دلم می‌خواد یه خونه داشتم تو شیرا…_‌ من آرزومه پول داشتم،یه خونه می‌خریدم تو روستای پدری…_‌ روستا که حال نمی‌ده بابا، آب و برق و…_‌ نه کی گفته؟ اتفاقا خیلی هم حال می‌ده… وشانس … Continue reading

Posted in داستان کوتاه | Tagged , , , , , , | Leave a comment