Tag Archives: دوست پسر

پارک لاله

توی پارک نشسته بود و آخرین شماره همشهری جوان رو ورق میزد،بیشتر از آنکه مجله بخواند حواسش به اطرافش بود،به کلاغی که تنها روی تلی از خاک نشسته بود،قبل از آنکه او بیاید؛به دختر و پسر و جوانی که سعی … Continue reading

Posted in داستان کوتاه | Tagged , , , | Leave a comment