Tag Archives: ستاره،

ستاره سهیل

قدبلند،خوش تیپ،چشم های مشکی و موهای لخت و بوری که هیچ وقت شانه اش نمی‌زد،چون فقط یک اشاره دستش کافی بود تا تمام موهایش حالت بگیرد؛با اینکه عینکی بود اما فقط موقع کتاب خواندن عینک می‌زد،می‌گفت «می‌خوام دنیا رو با … Continue reading

Posted in داستان کوتاه | Tagged , , | Leave a comment