اردیبهشت ۱۳۹۱ د س چ پ ج ش ی « فروردین ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ Last Tweets
- اعتراف میکنم یه بنده خدایی رو اد کردم که باهاش بحث کنم، حالا هروقت آنه حوصلم نمیاد باهاش بحرفم فکر کنم کلن موضوعو فراموش کرده باشه! #, 2012/05/16
- پاسخنامه سفید مشایی در کنکور ارشد! http://t.co/qXiwRZrP #, 2012/05/15
- پاسخ مرتضوي به توكلي درباره قول شرف http://t.co/cOx9TxF7 #, 2012/05/15
- این بار یک دارالقرآن بهانه تخریب شهرداری تهران شد http://t.co/KiIOsSx9 #, 2012/05/15
- گرداننده اصلی سایت «کلیک» دستگیر شد http://t.co/ILhXcLoY #, 2012/05/15
برچسبها
آسانسور اداره ارتباطات ازدواج اقتصاد امام زمان امامزاده صالح امريكا انتخابات انجمن علمی ایدز اینترنت خامنهای خانواده خبرگزاري فرهنگ انقلاب اسلامي خواستگاری داستان کوتاه درد دل دلنوشته دوست دختر دوست پسر دین زخم زندگی زیارت ستاره ستاره، ستاره سهیل ستاره سهیل،اپیزود اول ، ستاره سهیل،اپیزود دوم ، سهیل شهادت عشق فرهنگ نيوز فرهنگ و ارتباطات مرگ مسجد مينيمال نان وبلاگ وبلاگ نویسی پارک لاله پروپاگاندا کار کوچه مینو زندگی
Tag Archives: کار
تعطیل
کلا تعطیلم!
Posted in خورده درد دل, پيشنهاد
Tagged اقتصاد, انجمن علمی, تعطیل, دانشجو, سیاست, سینما, عشق, فرهنگ, قرار, قول, محبت, نان, هنر, وبلاگ, وبلاگ نویسی, کار
Leave a comment
I hate this place
یک هفتهای است به ابن نتیجه رسیدهام که از جایی که هستم بدم میآید؛ هیچکاری هم از دستم برنمیآید که بهتر شوم یا بدتر، حداقل محض تغییر هم که شده یکی نمیآید یک خبر خوب بدهد، از اول هفته بدبیاری … Continue reading
Posted in خورده درد دل
Tagged آزمون دکتری, اداره, اشک, بدبیاری, درد دل, دکتری, مادر, محیط کاری, همکار, کار, گریه
Leave a comment
گفتوگوهای کوتاه
_ آخی خسته شدیم_ به جاش دو روز میریم خونه استراحت میکنیم_نه مادر،دلت خوشه ها، بریم تازه میشیم خانوم خونه؛تا خود شنبه باید کار کنیم…_ آره خوب،ولی همین که تو خونهای و کنار خانواده خودش استراحته…بلندگوی آسانسور: (طبقه همکف) از … Continue reading
Posted in داستان کوتاه
Tagged آخر هفته, آسانسور, اداره, استراحت, خانم, خانواده, خستگی ، گفتگو, زن, زندگی, کار, گفتوگو
Leave a comment