تبلیغات
وبلاگ به دوش
 
 


یک مساوی هفت‌صدتاریخ:سه شنبه 15 تیر 1389
1=7=700
مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ ...
مثل کسانی که اموالشان را در راه خداوند انفاق می‌کنند مانند دانه گندمی‌است از آن 7 خوشه گندم بوجود می‌آید و هرکدام از آنها صد دانه به بار می آورند...

سوره بقره آیه 261

ویژگی بارز وبلاگ دینی، استفاده كاربردی از متون دینی است تاریخ:دوشنبه 24 خرداد 1389

به باور یك فعال عرصه مجازی وبلاگی، وبلاگ‌هایی كه برچسب دینی دارند را می‌توان به دو دسته كاربردی و غیركاربردی تقسیم كرد و وبلاگی را دینی دانست كه از متون دینی، به صورت كاربردی، در فضای وبلاگ استفاده كند.

حسن قاسم‌زاده، وبلاگ‌نویس و فعال در عرصه فضای مجازی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایكنا) درباره آسیب‌شناسی وبلاگ‌نویسی دینی گفت: یك نكته مهم این است كه یك عده به اسم وبلاگ‌نویسی دینی كارهای سخیف انجام می‌دهند، مثلاً كپی مكرر مطالب و تكرار یك محتوای نخ‌نما، یا نوشتن یك حدیث بدون تحلیل آن. آوردن تحلیل یك حدیث در كنار آن یا كاربرد حدیث در فضایی كه قابل فهم باشد، خیلی مهم است. شاید بتوان وبلاگ‌نویسی دینی را به دو دسته كاربردی و غیركاربردی تقسیم كرد.

قاسم‌زاده بیان كرد: یكی از مشكلات جشنواره‌های ما همین است كه در زمان داوری، ملاك داوری تحلیل محتواست، نه تحلیل گفتمان؛ یعنی به جای تحلیل كردن نگاه وبلاگ‌نویس تعداد پست‌ها ملاك قرار می‌گیرد. اگر گفتمان دینی بیشتر مورد توجه قرار بگیرد تا محتوای دینی، آن وقت معلوم می‌شود ما چند درصد وبلاگ‌نویس قوی دینی داریم. ویژگی بارز وبلاگ دینی، استفاده كاربردی از متون دینی در فضای وبلاگ است.

این وبلاگ‌نویس عنوان كرد: تعداد افرادی كه این‌گونه می‌نویسند، زیاد نیست. تعداد كمی مطلب‌شان و آن چیزی كه می‌نویسند رنگ دینی دارد. بسیاری از كسانی كه به خاطر جشنواره‌ها وبلاگ می‌نویسند یا شاید دغدغه هم داشته باشند، كار نفی و اثباتی صِرف انجام می‌دهند و كارهای تحلیلی انجام نمی‌دهند.

 
شناخت وبلاگ‌نویسان از همدیگر تنها با نوشتن و كامنت گذاشتن درست نمی‌شود و پیوند ایجاد نمی‌شود. واقعاً الآن شبكه‌های اجتماعی جزو جدایی‌ناپذیری از اینترنت شده‌اند و بخش زیادی از فعالیت‌ها در این حوزه متمركز شده است

وی، سپس، به عدم اطلاع وبلاگ‌نویسان دینی از فعالیت‌های یكدیگر به عنوان مانعی عمده اشاره كرد و افزود: یكی از مشكلات اصلی وبلاگ‌نویسان دینی نشناختن همدیگر است. البته اخیراً جشنواره‌ها و تجمع‌های وبلاگ‌نویسان دینی باعث بهتر شدن فضا شده است، اما همچنان این افراد یكدیگر را نمی‌شناسند. وقتی این شناخت به وجود بیاید وبلاگ‌نویسان از تجربیات یكدیگر استفاده می‌كنند فضایی به وجود می‌آید كه می‌توان به بچه‌هایی كه علاقه‌مند هستند ولی ضعف دارند هم كمك كرد.

این فعال عرصه مجازی اظهار كرد: نكته دیگر این است كه دسترسی محدود به یك سری از جوامع سایبری باعث سخت‌تر شدن شناخت متقابل می‌شود؛ چون امروز كمتر كسی از طریق وبلاگ با دیگران آشنا می‌شود، و این آشنایی بیشتر در فضای مجازی است. چون جوامع سایبری هم سهل‌الوصول‌تر هستند و هم امكانات متنوعی را به صورت یك‌جا در اختیار كاربران قرار می‌دهند.

حسن قاسم‌زاده به عدم ورود خبرگان و اهل‌فن به فضای مجازی به عنوان آسیب دیگر این فضا تصریح كرد و گفت: گروه اول كه می‌ترسند بنویسند و مشكل دارند، مشكل این گروه را می‌توان با آموزش و آگاهی دادن حل كرد. گروه دیگر فرصت ندارند در این فضا وارد بشوند، باید علاقه‌مندان این‌ها با راه‌اندازی وبلاگ، گفتمان این افراد را گسترش دهند.

قاسم‌زاده، در پایان، روی اهمیت شبكه‌های اجتماعی تأكید كرد و افزود: وبلاگ‌نویسان شناخت دقیقی از هم ندارند. اگر این شناخت شكل بگیرد می‌توانند به یكدیگر كمك كنند و روی تفكر همدیگر تأثیر بگذارند. این هم تنها با نوشتن و كامنت گذاشتن درست نمی‌شود و پیوند ایجاد نمی‌شود. واقعاً الآن شبكه‌های اجتماعی جزو جدایی‌ناپذیری از اینترنت شده‌اند و بخش زیادی از فعالیت‌ها در این حوزه متمركز شده است.

متن مصاحبه من با خبرگزاری قرآنی 
خبر مصاحبه من با ایکنا در وبلاگ نیوز  
خبر مصاحبه من در طلبه بلاگ

ما همه عباس کارگر جاویدیمتاریخ:یکشنبه 23 خرداد 1389

چند شب پیش شبکه سوم تلویزیون، مستند تقاطع درباره قتل نداآقاسلطان را نشان داد. الان قصد بررسی مستند و کیفیت آن را ندارم. چه آنکه در برابر ساخته بی سر و ته صدای آمریکا این یک شاهکار به حساب می آمد. 

قسمتی از فیلم به عباس کارگر جاوید اختصاص داشت. فرد بسیجی که به گفته آرش حجازی، قاتل ندا بوده است. اما نه اسلحه ای از او پیدا شد، نه سندی بر قاتل بودن وی.


دیروز عباس درحالی جلوی دوربین رفت که با ماسک صورتش را پوشانده بود. ماسکی که برای او زندگی را به ارمغان آورده بود. او به خوبی از خودش دفاع کرد و همه اتهامات را پاسخ داد.

تکه ای از فیلم اما تکان دهنده بود.

عباس رو به استاد موسیقی و دیگر شاهد قتل می گوید: شما هم مثل من متهم به قتل ندا بودید، اما کدامتان زندگی اش را رها کرد؟ من الان توی اتاق 6 متری زندگی می کنم. شماره تلفن و آدرس من در سراسر دنیا پخش شد. بیشترین آزار و اذیت را من متحمل شدم، چرا؟

چرایش را من می گویم. چون عباس یک بسیجی بود.

آن‌شب غمی در صدا و سیمای عباس دیدم که اضطرار در آن موج می زد. عباس به جای من آنجا بود.  به جای تو. به جای تک تک ما.

حالا همین جا اعلام می کنم و از همه دوستان وبلاگ نویس می خواهم تا اعلام کنند و به این جمع بپیوندند: ما همه عباس کارگر جاویدیم.

از اینجا

معادله چرخ و چوب(یا دردسرهای آقای دبیر 4)تاریخ:جمعه 14 خرداد 1389

«چوب لای چرخ دیگری گذاشتن»، ضرب‌المثلی است که در کلام مردم و به خصوص در مجامع و ادارات دولتی که ارباب‌‌رجوع زیادی دارند، بسیار به کار می رود .
گذشته از آن‌چه به قول شعرا و اساتید و معلمان ادبیات فارسی به آن واج‌آرایی گفته می‌شود، و واج‌آرایی همان تکرار حروف مشترک در کلمات مختلف است مثل وجود حرف «چ» در چرخ و چوب، و باعث زیبایی و آهنگین شدن کلام می‌گردد، شأن نزول این ضرب‌المثل احتمالا برمی‌گردد به زمان ورود دوچرخه به ایران و احتمالا راه‌حل‌های ابداعی کودکان و نوجوانان ایرانی، این نخبگان بالقوه عالَم، در جلوگیری از تخریب محیط کوچک بازی‌شان به‌وسیله مرکب جدید کودکان فخر فروش اربابان‌شان؛ اصولاً نه‌تنها چوب، بلکه هر شیئ دراز دیگری را که میان پره‌های چرخ یک وسیله متحرک مانند دوچرخه قرار بدهیم، در ابتدا ممکن است هیچ اتفاق محسوسی به‌چشم نخورد، اما به محض رسیدن این شیئ دراز یا همان چوب به میله حامل  چرخ، پره‌های چرخ شروع به شکستن می‌کنند و در مدت کمی چرخ، دوچرخه و دوچرخه‌سوار با هم به ملاقات زمین می‌روند و فرد دوچرخه‌سوار بسته به سرعت و شتاب چرخ شاید پله پله به ملاقات خدا هم نائل شود.
البته این معادله بسته به میزان استحکام چوب یا همان شیئ دراز و پره‌های چرخ فرق می‌کند، به عنوان مثال اگر میزان مقاومت پره‌های چرخ و شیئ دراز (چوب) ، برابر باشد مثل گذاشتن چوب لای چرخ یک گاری، چوب تنها باعث توقف وسیله نقلیه می‌شود، و در صورتی که مقاومت پره‌ها از چوب بیشتر باشد، چوب شکسته و وسیله نقلیه بدون مشکل به راه خود ادامه خواهد داد .
و این معادله چرخ و چوب همان اتفاقی است که در ابتدای هر دوره‌ای می‌افتد، می‌خواهد دوره ریاست باشد یا صدارت، به هرحال در ابتدا که سر کار می‌آیی تمامی طرح‌ها، ایده‌ها و پیشنهادها پذیرفته می‌شود، اما کمی بعد از شروع نامه‌نگاری‌ها و پاراف‌ها و ارجاع‌ها متوجه برخورد آرام، آرام چوب با پره‌های چرخ خود می‌شوی، و اینجاست که به حکم انسان بودن باید خود را با شرایط وفق دهی، و در مقابل تمام شکستن‌ها مقاومت کنی، حتی اگر به قیمت ایستادن و حرکت نکردن باشد.
همین رویه دقیقا زمانی تکرار می‌شود که رئیس عوض شده و دوباره تمام مراحل چوب و چرخ تکرار می‌شود؛ هر چند این رویه نه‌تنها در این مورد بلکه در هر جایی که عبارت چرخ به‌کار رود مثل چرخ زندگی، چرخ نیلوفری و ... ادامه پیدا خواهد کرد.

پ.ن:
به هرحال امیدوارم جلسه تقدیر از زحمات رئیس سابق دانشکده و انتخابات انجمن، بالاخره سه شنبه 18 خرداد برگزار شود.

I hate this placeتاریخ:شنبه 4 اردیبهشت 1389
یک هفته‌ای است به ابن نتیجه رسیده‌ام که از جایی که هستم بدم می‌آید؛ هیچ‌کاری هم از دستم برنمی‌آید که بهتر شوم یا بدتر، حداقل محض تغییر هم که شده یکی نمی‌آید یک خبر خوب بدهد، از اول هفته بدبیاری داشتم تا همین 8:45 امروز، خدا بخیر بگذرونه تا آخر این هفته رو...
از وقتی یکی دو نفر رفته‌اند احساس می‌کنم خیلی تنها شده‌ام، الان دقیقا به بچه‌گربه‌ای می‌مانم که رها شده‌باشد وسط اتوبان، حقیقتش اگر دو، سه تا از همکارانم اینجا نبودند سرم را می‌گذاشتم روی میز و گریه می‌کردم...
شاید وقتش باشد به خدا ایمان بیاورم و یه کم درس بخوانم؛ شاید به خاطر مادرم هم که شده دکتری قبول شم(که البته بٌعدش چیزیست در حدود دیدن پشت گوش و بوسیدن آرنج و یک سری چیزهای دیگر).

این لوگوهای دوست‌داشتنیتاریخ:پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389
لوگوی گوگل به 
مناسبت روز زمین
دفعه اول که این تصویر را دیدم فکر کردم گوگل به مناسبت اکران Almost Alice تیم برتون یک لوگوی زیبا طراحی کرده، اما وقتی توضیح عکس را خواندم، میزان ارادتم به حضرت گوگل افزایش پیدا کرد؛ روز زمین، بهانه‎‌ای بود که این لوگو برایش تهیه شده بود.
تاکنون در طراحی‌های لوگوی گوگل که اکثرا توسط دنیس وانگ ( Dennis Hwang ) طراحی می‌شود حروف به طور محسوسی خوانده می‌‌شدند و یا از آن‌ها در طراحی استفاده می‌شد به طور مثال از "L" بعنوان چوب پرچم یا مشعل یا آدم برفی استفاده می‌شد و از "O" هم بیشتر بعنوان کدو تنبل روز شکرگزاری، کره زمین و مدال؛ اما طراحی‌های جدید لوگوی مناسبتی این سایت به سمت استفاده پیچیده‌تر از حروف و یا فقط استفاده از تعداد آنها پیش می‌رود.
گوگل لوگوهای مخصوص هر فرهنگ یا کشور را اکثرا فقط در سرچ باکس (دومین) ویژه همان کشور نمایش می‌دهد و کاربران سایر کشور/فرهنگها نمی توانند آن را ببینند. مثلا لوگوی نوروز را تقریبا فقط فارسی زبان‌ها می‌بینند.

لوگووی گوگل به مناسبت روز کودک در اسپانیا
گوگل همچنین از چند سال پیش اقدام به برگزاری مسابقه طراحی لوگوی گوگل برای بچه‌های 16تا 19 سال کرده‌است، این مسابقه تاکنون در آمریکا، انگلیس و ایرلند برگزار شده است و لوگوهای برتر برای 24ساعت در سایت گوگل نمایش داده شده‌اند.گوگل همچنین سال گذشته این مسابقه را در هند برگزار کرد که لوگوی برنده در سایت محلی گوگل یعنی گوگل هند قرار گرفت.
یکی دیگر از بلاهایی که گوگل اخیرا سر لوگوی خود درآورد سیاه و سفید کردن آن به خاطر درگذشت مقامات لهستان در یک سانحه هوایی بود، البته این وضعیت چند روز بعد در سایت محلی چین و هنگ‌کنگ هم به دلیل بزرگداشت قربانیان زلزله یوشو تکرار شد.
گوگل تمام لوگوهای خود را اینجا آرشیو کرده است.

وبگردی‌های بی‌توتاریخ:سه شنبه 31 فروردین 1389

مدتی است که وبگردی نکرده‌‎ام...

امیدوارم هنوز هم پسوردم تو باشی

گفت‌و‌گو های كوتاهتاریخ:دوشنبه 30 فروردین 1389

_ می‌دونی دلم چی می‌خواد؟
_‌ هوم...
_‌ دلم می‌خواد یه خونه داشتم تو شیرا...
_‌ من آرزومه پول داشتم،یه خونه می‌خریدم تو روستای پدری...
_‌ روستا كه حال نمی‌ده بابا، آب و برق و...
_‌ نه كی گفته؟ اتفاقا خیلی هم حال می‌ده...

وشانس آوردیم كه آسانسور رسید و گرنه این گفتگوی مردانه همچنان ادامه داشت.

نوار مشكیتاریخ:شنبه 28 فروردین 1389
روزهای تعطیل كاری ندارم كه از تخت بلندم كند،بازهم جای خالی روی تخت یك گوشه ذهنم را مشغول می‌كند، همان گوشه‌ای كه پر است از خاطران تخلخ و شیرین دونفره؛ناگهان یك گوشه ذهنم نگران می‌شود، همان گوشه‌ای كه پر بود از امید؛ و ناخودآگاه گوشه چشمم خیس می شود، نگاهم را از جای سرد و خالی روی تخت می‌دزدم و زل می‌زنم به قاب عكسی كه به تمام نگرانی‌ها و خاطات و اشكهایم می‌خندد؛اشكم را پاك می‌كنم تا چشم‌هایش را بهتر ببینم، اما حیف كه نوار مشكی روی قاب عكس نمی‌گذارد.

تعطیلتاریخ:دوشنبه 10 اسفند 1388
 کلا تعطیلم!