پس از نامهنگاریهای متعدد روسای دو قوه مجریه و قضائیه، اینبار نوبت به نمایندگان منتخب مردم رسیدهاست تا اختلافات خود را به میان مردم بیاورند.
دعوا بر سر فهم فرمایشات رهبری آنقدر بالا گرفته که عدهای در حمایت از سوال از رئیس جمهور و عدهای در حمایت عدم از سوال رئیس جمهور سخنان رهبری را ملاک عمل گرفتهاند.
هرچند بنده مخالف پیروی از فرمایشات رهبری نیستم، بلکه اطاعت از فرامین ایشان را واجب شرعی و قانونی خود میدانم، لیکن معتقدم آنچه اکنون در مجلس منتخبان مردم اتفاق میفتد یک کجفهمی از رهنمودهایی چندین ساله است که دارد به یک رویه ناصواب در میان مسئولان مملکتی در میآید، رویهای که به اسم پرهیز از اختلاف عدم دخالت مجلس در مسائل و مشکلات روزمره و در پی آن عدم انجام وظایف نظارتی مجلس را در پی خواهد داشت؛ به همین جهت در چند مقدمه به بیان آنچه این روزها در ذهنم میگذرد پرداختهام:
مقدمه اول:
مقدمه اول این نوشته مروری است بر دغدغههای اقتصادی رهبر انقلاب در دیدار با هیئت دولت در سالهای ۱۳۸۸ تا کنون:
- توصیهى پنجم که دنبالهى همینهاست، حل مشکلات اقتصادى مردم و کشور است. همین مسئلهى تورم که اشاره کردند – که مهمترینش تورم و اشتغال است – اینها مهمترین است. نکتهى بسیار خوبى توى بیانات آقاى رئیس جمهور بود که من هم روى آن تکیه میکنم؛ دولت بایستى جورى برنامهریزى کند که از ناحیهى دولت، فشار تورمى روى مردم زیاد نشود. حالا یک وقت از ناحیهى بیرون است، یک وقت از ناحیهى بعضى از قوانین است. حالا مسئلهى خدمات را مطرح کردند. خوب، خیلى از خدمات به وسیلهى دولت انجام میگیرد؛ بسیارى از این خدماتى که میگوئید سهمش در تورم از سى درصد رسیده به هفتاد درصد، این خدمات را خود دولت دارد انجام میدهد. بنابراین، سهم خودتان را در ایجاد فشار تورمى کم کنید؛ هر چه که ممکن است. این جزو کارهاى اساسى و مهم است.(بیانات در سال ۱۳۸۸)
- یکى از چیزهائى که در جهتگیرىهاى کلى دولت باید مورد نظر باشد، تسهیل زندگى براى مردم است. زندگى کردن را براى مردم باید آسان کرد. این یک سرفصل مهم است که اگر چنانچه انسان این را باز کند، خواهیم دید که بسیارى از خواستههاى اقتصادى، بسیارى از کارکردهاى مربوط به دولت، همین دولت الکترونیک، تا برسیم به مسئلهى فعال کردن روستاها، جلوگیرى از مهاجرت، اینها همهاش تحت همین عنوان آسان کردن زندگى براى مردم است، که مردم بتوانند راحت زندگى کنند، بتوانند با امنیت زندگى کنند. این کار در بخشهاى مختلف تأثیر میگذارد.
….
حالا این از آن طرف بود؛ از این طرف هم آن چیزى را که دولت تهیه کرده و داده، قابل تغییر و نقد بداند. باید جورى بشود که هم مجلس، هم دولت از جایگاهى که خودشان را در آن قرار دادهاند، انعطاف داشته باشند؛ بتوانند حرکت کنند که به هم برسند تا برنامه، برنامهى منسجمى از آب در بیاید که مورد اتفاق دولت و مجلس باشد تا عملى شود.
در زمینهى مسائل اقتصادى هم کارهاى خوبى انجام گرفته، که آقاى رئیس جمهور هم در گزارش خود به آن اشاره کردند. خوب است که این گزارش را در معرض اطلاع عموم بگذارید؛ یعنى چیزى باشد که همه این گزارش دولت را در زمینهى کارهائى که انجام گرفته، بشنوند. آنچه که من رویش تکیه میکنم، همین طرح تحول اقتصادى است که در دولت نهم مطرح شد. خوب، الان هدفمند کردن یارانهها که یک بخشى از آن طرح تحول بود، مورد بحث و بررسى و نزدیک به اجراست؛ همه هم متفقالقولند – اگرچه حالا در کیفیت اجراء ممکن است اختلاف نظرهائى باشد – لیکن بخشهاى دیگرِ طرح تحول اقتصادى که دربارهى نظامهاى پولى و بازرگانى و گمرکى و امثال اینها بود، نباید مغفولٌعنه قرار بگیرد؛ آنها هم بایستى حتماً دنبال شود. طرح تحول اقتصادى، کار مهم و بزرگى بود. ما توصیه میکنیم؛ از جملهى چیزهائى که از بین راه برنگردید، همین طرح تحول اقتصادى است؛ آن را واقعاً دنبال کنید.
یک چیز دیگرى که ما در زمینهى اقتصادى حتماً رویش تکیه میکنیم، مسئلهى توجه به شاخصهاى کلان اقتصادى است. البته در گزارش آقاى رئیس جمهور نکاتى در این زمینه بود، لیکن ما هم تأکید میکنیم. روى مسئلهى نرخ رشد واقعاً کار بشود. آن چیزى که به عنوان نرخ رشد در برنامه یا در چشمانداز دیده شده، با آنچه که در واقعیت اتفاق افتاده، خیلى فاصله دارد. البته از عوامل رکود اقتصادى جهانى و مشکلات اقتصادى جهانى غافل نیستیم – اینها مسلّماً تأثیر دارد – لیکن بالاخره باید تلاش کرد تا به آن چیزى که به عنوان شاخص معین شده و ذکر شده، نزدیک شویم. مسئلهى سرمایهگذارىهاى داخلى و خارجى هم همین طور. آمارهائى که میدهند، آمارهاى خوب و امیدوارکنندهاى است. به هر حال مسئلهى سرمایهگذارى خیلى اهمیت دارد. آینده، وابسته به سرمایهگذارى در بخشهاى مختلف است؛ چه در بخش انرژى، چه در بخشهاى دیگر. در بخشهاى گوناگون، سرمایهگذارى لازم است.
مسئلهى اشتغال هم مسئلهى مهمى است. طرحهائى که از چند سال پیش به این طرف براى اشتغال پیشبینى شده، آنچنان که انسان انتظار داشت، نشد. اگرچه حالا کارهائى انجام گرفت و خوب بود، بد نیست؛ لیکن ما را مستغنى نمیکند از اینکه نسبت به مسئلهى اشتغال یک اهتمام ویژهاى داشته باشیم. مسئلهى ارتقاى بهرهورى هم همین طور.
…
البته در برخى از سرمایهگذارىها بخش خصوصى ناتوان است؛ یعنى واقعاً توانائى سرمایهگذارى ندارد. خوب، علاجش چیست؟ اگر بخش خصوصى همین طور ناتوان بماند، هیچ گرهى باز نخواهد شد؛ باید سیاستها برود به این سمت که شما بخش خصوصى را قادر کنید بر اینکه بتواند زیر بار برخى از سرمایهگذارىهاى بزرگ برود. این هم میشود یکى از سیاستها. البته دولت وقتى که شانهى خودش را از فعالیتهاى اقتصادى خالى میکند، معنایش این نیست که از اقتصاد کناره میگیرد؛ نه، سیاستگذارىها باز هم در اختیار دولت است، دست دولت است؛ یعنى بایستى سیاست را دولت بگذارد، بایستى نظارت را دولت بکند. (بیانات در سال ۱۳۸۹)
- خب جلسهى امروز عمدتاً حول و حوش مسائل اقتصادى دور میزند؛ که اتفاقاً مسئلهى اصلى و محورى کشور همین است و یکى از نقاط مهم چالشى که بین مسئولین در سطوح مختلف وجود دارد و بین بعضى از کسانى که معترضند یا منتقدند، همین مسئلهى اقتصاد است. خیلى خوب، این را ببرید در مجموعهى نخبگان؛ تشریح کنید، توجیه کنید، بیان کنید. فرض بفرمائید وزیر محترم اقتصاد یا رئیس کل بانک مرکزى وقتى که در جمع بزرگى از دانشگاهیان بروند، ممکن است در بین سؤالاتى که انجام میگیرد یا انتقادهائى که میشود، احیاناً سؤالهاى جهتدار و انتقادهاى داراى علل غیر فنى هم وجود داشته باشد؛ باشد، اشکالى ندارد. شما بروید؛ نگاهتان در آن صد نفر یا دویست نفر یا پانصد نفرى که حضور پیدا میکنند، به ده نفرى که احیاناً ممکن است اینجورى فکر کنند، نباشد. از پانصد نفر، به آن چهارصد و نود نفر دیگر توجه داشته باشید و حرفهایتان را بزنید. احیاناً ممکن است برخى از انتقادها صورت بگیرد که براى شما مفید باشد. یعنى در زمینهى کارهاى زیربنائى، در زمینهى کارهاى اقتصادى، در زمینهى مسائل مربوط به کار و اشتغال و غیره، این همافزائى به وجود خواهد آمد. به نظر من این کار، کار لازمى است؛ من توصیهام این است.
…
یک نکتهى دیگر، همین مسئلهى جهاد اقتصادى است که مکرر مطرح شده، امروز هم دوستان مطرح کردید. مبانى و استدلالهاى اعلام «سال جهاد اقتصادى» براى شماها که دولتى هستید، معلوم است. یعنى ما جهاد اقتصادى را یک ضرورت براى کشور میدانیم، نه صرفاً یک اولویت؛ یک نیاز قطعى است. اولاً اقتصاد، پیشرفت اقتصادى، رونق اقتصادى ارتباط مستقیم دارد با معیشت مردم. معیشت مردم جزو اولین اهداف همهى دولتهاست در همه جاى دنیا و در همهى دوران تاریخ؛ البته دولتهاى علاقهمند به مردم؛ آن دولتهاى مستأثر و زورگو و جبار، مورد نظرمان نیستند. هر دولتى که بخواهد به مردمِ خودش خدمت کند، اولین مسئلهاش، مسئلهى معیشت مردم است، که بتواند مردم را اداره کند. خب، این به اقتصاد وابسته است. یک اقتصاد خوب، سالم، وافر و پیشرو میتواند وضع زندگى مردم را خوب کند. خب، این یک دلیل است مبنى بر اینکه لازم است ما در کار اقتصاد مجاهدت کنیم.
…
خب، یک مصداق از این جهاد اقتصادى، همین طرح تحول اقتصادى است که دولت دو سه سالى است این را مطرح کرده. یک بند از طرح تحول اقتصادى، هدفمندى یارانهها بود؛ که خب، بحمداللَّه قانونش تصویب شد و عملیاتى شده. البته من در زمینهى کمک به تولید سؤال دارم. حالا آقایان در گزارش گفتند؛ لیکن آن چیزى که مصوبهى قانونى بود براى کمک به تولید، تحقق پیدا نکرده. باید به تولید کمک کنید. البته در بلندمدت خود این دستگاههاى تولیدکننده روى پاى خودشان خواهند ایستاد و انشاءاللَّه خودشان خواهند توانست روزبهروز قوى بشوند و جواب بدهند؛ اما در کوتاهمدت حتماً باید به اینها در موارد لازم تزریق منابع بشود. البته در آنجائى که کسى تقلب میکند، در آنجائى که کسى پول را براى تولید از بانک میگیرد، ولى در غیر تولید صرف میکند، بشدت برخورد کنید و ترحم بر پلنگهاى تیزدندان نکنید؛ اما در آنجائى که نیاز هست، واقعاً بایستى بروید کمک کنید. پس در طرح هدفمندى، این بخش حتماً بایستى مورد توجه قرار بگیرد. (بیانات در سال ۱۳۹۰)
- ۴٫ به نظر من عمدهى مشکلات، آن چیزى است که مربوط به معیشت قشرهاى متوسط و ضعیف جامعه است. این ناشى از چیست؟ من اینجا نمیخواهم تحلیل کنم. قطعاً یک ضعفهائى وجود دارد؛ آن ضعفها را انسان با خود مدیران در میان میگذارد. هیچ لزومى ندارد که کسانى که دستى به میکروفن و به منبر و به اینها دارند، بنا کنند ضعفها را شمارش کردن؛ چون بیان ضعفها در فضاى عمومى، مشکلى را حل نمیکند. اگر ضعفى وجود دارد، باید به خود آن کسى که داراى ضعف است، این را گفت؛ اما آثار و نتائج آن ضعفها خب چرا، مشهود است؛ آنها را انسان میتواند مطرح کند.
آنچه که به نظر من مهم است، این است که براى قشرهاى ضعیف، مشکلات اقتصادىاى وجود دارد؛ این را باید برطرف کنید. حالا بخشى از این مشکلات، ناشى از تورم است.<دقت کنید از نظر حضرت آقا تورم جزو ضعف ها نیست، جزو نتایج ضعف هاست که مشهود است و باید آن را مطرح کرد> ما در کشور کمبود کالا نداریم؛ خوشبختانه کالاهاى گوناگونِ مورد نیاز مردم در کشور فراوان یافت میشود؛ لیکن مسئلهى گرانى و کاهش قدرت خرید وجود دارد؛ این را باید علاج کنید؛ این به عهدهى بخشهاى مختلف اقتصادى است؛ یعنى هم بخشهاى ستادىِ اقتصادى، هم بخشهاى عملیاتىِ اقتصادى – مثل وزارت صنعت و معدن و تجارت، وزارت جهاد کشاورزى، بخشهاى دیگر – که باید به طور جد انشاءالله این را دنبال کنند.
آن کسانى که از لحاظ اقتصادى صاحبنظرند، چه در درون دولت، چه در بیرون دولت، به بنده میگویند که این مسئله مربوط به افزایش نقدینگى است؛ یعنى افزایش نقدینگى را مهمترین عامل میدانند. این را ما فقط از کسانى که بیرون دولتند، نمیشنویم، بلکه کسانى هم که در درون دولتند، وقتى از آنها سؤال میکنیم، همین را به ما میگویند و گزارش میدهند. باید راهى پیدا کنید که نقدینگىِ افزایشیافته کنترل شود. خب، این روشن است؛ اگر در مقابل نقدینگى تولید وجود داشته باشد، کالا وجود داشته باشد، کمبود وجود نداشته باشد، مشکلى را ایجاد نمیکند؛ اگر چنانچه نه، نقدینگى بیش از تولیدکالا در داخل یا به شکل درستِ واردات بود، طبعاً مشکل ایجاد میکند.
خب، عوامل نقدینگى هم زیاد است. همین یارانههاى نقدى که داده میشود – که براى قشرهائى کار مفیدى هم بوده – خودش افزایش نقدینگى ایجاد میکند. همین کارهاى عمرانىاى که شما میکنید – که اینها دیربازده است – اینها بلاشک افزایش نقدینگى ایجاد میکند. همین مسئلهى مسکن مهر که صحبت شد، یا همین طرحهاى نیمهتمام را که افزایش میدهید، این کارى که در دولت دارند میکنند – که کار خوبى هم هست و لازم هم هست – خود اینها ایجاد افزایش نقدینگى میکند. براى این مسئله باید راهکار پیدا کنید. شما افراد صاحب علمى هستید، صاحب تجربه هستید، دستتان در کار است؛ براى اینها راه پیدا کنید. این نقدینگىِ افزایشیافته را هدایت کنید به سمت مراکزى که کمک کند به گشایش کار مردم؛ مثل تولید. (بیانات در سال ۱۳۹۱)
همانطور که ملاحظه میکنید رهبری از ابتدای دولت دهم توصیه های اقتصادی به مسئولان دولت داشتند، توصیه هایی که درکنار برشمردن خدمات دولت در بخش اقتصادی با بیان راهکارهایی برای اجرای بهتر طرح تحول اقتصادی همراه بوده است؛ اما در آخرین دیدار ایشان با هیئت دولت در سال ۹۱ میبنیم که ایشان نه تنها به هیچوجه از مشی دولت تقدیر نکرده اند بلکه به بیان «آثار و نتایج ضعفها»ی دولت در اجرای طرحهای اقتصادی میپردازند و تاکید میکنند بر حل معیشت مردم.
مقدمه دوم:
مقدمه دوم به یک هشدار از جانب رهبری میپردازد و سعی در فهم نکات این پیام مهم دارد.
رهبری در دیدار با دانشآموزان و دانشجویان در آستانه ۱۳آبان امسال فرمودند :
اختلافات مضر است. هم اختلافات بین مسئولین مضر است؛ هم بدتر از آن، کشاندن اختلاف میان مردم مضر است. این را من به مسئولین، به رؤساى محترم هشدار میدهم. من از رؤساى قوا حمایت کردم، باز هم حمایت میکنم – مسئولند، باید کمکشان کرد – اما به آنها هشدار میدهم، مراقب باشند. نه اینکه این نامهنگارىها خیلى مهم باشد؛ نه، صد تا نامه بنویسند؛ کار خودشان را بکنند، اختلافات را به میان مردم نکشانند، چیزهاى جزئى را مایهى جنجال و هیاهو و استفادهى تبلیغاتى دشمن و خوراک تبلیغاتى رادیوهاى بیگانه و تلویزیونهاى بیگانه نکنند، صد تا نامه بنویسند؛ نامه اهمیتى ندارد. مهم این است که همهى ما بدانیم مسئولیتى داریم، همهى ما بدانیم موقعیت حساسى داریم.
البته اختلاف نظر، فراوان است؛ هیچ اشکالى هم ندارد – دو نفر مسئولند، رفیقند، اختلاف نظر هم دارند؛ همیشه هم بوده است - اما اختلاف نظر نباید به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهاى گوناگون، به اختلاف علنى، به گریبانگیرى، به مچگیرى در مقابل چشم مردم منتهى شود؛ چون آن اختلافات آنقدر اهمیت ندارد. یک وقت یک چیزهاى مهمى است، خب مردم باید مطلع شوند؛ اما این اختلافاتى که انسان مىبیند بین این حضرات هست، چیزهائى نیست که اینقدر اهمیت داشته باشد که حالا با ادعاهاى گوناگون، ما اینها را بزرگ کنیم، جلوى چشم مردم نگه داریم، به اینها اهمیت بدهیم؛ که اهمیتى هم ندارد. اختلافات را نباید علنى کرد؛ اختلافات را نباید به مردم کشاند؛ احساسات مردم را نباید در جهت ایجاد اختلاف تحریک کرد. از امروز تا روز انتخابات، هر کسى احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار بگیرد، قطعاً به کشور خیانت کرده. (+)
از بیانات معظم له ابتدائا آنچه به ذهن میرسد هشدار به روسای قوایی است که بر سر لج و لجبازی مشکلات اساسی مملکت را نادیده گرفته و بر سر موضوعات کوچک اختلافات خود را علنی کرده اند.
با توجه به بند دوم بیانات حضرت آقا میتوان فهمید ایشان علنی کردن مسائلی را که به طور مستقیم با مردم مرتبط است را موجه می دانند ولی برانگیختن احساسات مردم را در راستای ایجاد اختلافات غیر مهم و سلیقه ای خطرناک و خیانت وار توصیف می کنند.
مقدمه سوم:
مقدمه سوم این یادداشت مربوط به سوال تعدادی از نمایندگان مجلس است که منتخب مردم ایران هستند از رئیس جمهور منتخب ملت:
جناب آقای دکتر احمدینژاد، رئیس جمهور محترم
با سلام و تحیت، همان طور که مستحضر هستید، از اسفند ماه ۱۳۹۰ تا امروز، خصوصا در شهریور ماه و نیمه اول مهرماه ۱۳۹۱، قیمت ارز خارجی نوسان زیادی داشته که باعث کاهش شدید ارزش پول ملی گردیده است، به طوری که پس از خودداری یک ماهه بانک مرکزی از تزریق ارز به بازار، در روز سه شنبه ۲۱/۶/۹۱ دلار هنگام صبح ۲۲۰۰ تومان، ظهر ۲۵۰۰ تومان و شب ۲۷۰۰ تومان قیمت گذاری شد و در روز ۱۱/۷/۹۱ نیز به نزدیک ۴۰۰۰ تومان رسید. این امر باعث افزایش شاخص تورم توام با رکود اقتصادی شده و فعالان اقتصادی را از برنامه ریزی برای کار خود بازداشته است.
نظر به اینکه وزیر امور اقتصادی و دارایی خود را از نظر حقوقی پاسخگوی مسائل ارزی نمیداند و رئیس کل بانک مرکزی نیز از حضور در مجلس خودداری ورزید و به طور کلی مسئولان اقتصادی کشور تلویحا نشانی جناب عالی را به عنوان تصمیم گیر اصلی میدهند و از طرفی مطابق قانون پولی و بانکی کشور مسئول تنظیم و اجرای سیاستها و مقررات مربوط به معاملات ارزی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است و طبق بند (۵) ماده (۱۰) قانون برنامه چهارم توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور ریاست مجمع بانک مرکزی بر عهده رئیس جمهور قرار گرفته و همچنین تمام مصوبات شورای پول و اعتبار، کمیسیون اقتصادی دولت و کار گروه ویژه تحریم باید به تایید جناب عالی برسد، مستدعی است درباره علت تعلل دولت در تصمیمگیری در خصوص تنظیم بازار ارز و رهاسازی آن در مدت مذکور توضیح بفرمایید.
درچنین شرایطی که موجودی ارز خارجی کشور باید با رعایت دقیق اولویتها تخصیص یابد چرا کارهایی برخلاف این تدبیر صورت گرفته است؟ مثلا در شش ماه اول سال ۹۱، مطابق اسناد گمرک، تعداد ۱۵۷۰۰ خودروی خارجی با ارز مرجع وارد شده است و یا در اثر سختگیری در تعیین قیمت تضمینی خرید گندم و صرف نکردن این قیمت برای کشاورزان، بخشی از گندم تولیدی به صورت خوراک دام مصرف شده و بخشی نیز به کشورهای همسایه قاچاق گردیده است و در نتیجه دولت ۵/۲ میلیارد دلار صرف واردات گندم کرده است. آیا این قبیل کارها با اقتصاد مقاومتی مورد نظر رهبر انقلاب سازگار است؟ (+)
پس از اعلام وصول سوال در هیئت رئیسه مجلس عده ای از نمایندگان «ولایتمدار» سعی در پس گرفتن سوال «در راستای فرمایشات رهبری» کردند و اختلاف سلیقه نمایندگان در رابطه با طرح سوال یا پس گرفتن آن مجددا رسانه ای شده و به میان مردم کشیده شد.
نتیجه گیری:
- براساس فرمایشات حضرت آقا و آنچه ایشان در سالهای گذشته و امسال تاکید ویژهای بر آن داشتند، اجرای صحیح طرحهای اقتصادی میتوانست به شکوفایی اقتصادی کشور منجر شود که متاسفانه به دلیل برخی ضعفها در اجرای این طرحها(که معظم له برشمردن آن ضعفها را به صلاح مملکت نمیدانند و معتقدند باید در تعامل میان منتقدان و مجریان عمل اصلاح شود) موجب وضعیت کنونی اقتصاد کشور شده که باید با همت دولتمردانی که سیاستگذاری عرصه اقتصادی را برعهده دارند مرتفع شود.
- آنچه نگارنده از فرمایشات رهبری درک میکند، اینست که تورم و مسائل مرتبط با معیشت مردم مسائلی است که باید در میان مردم شکافته شود تا احساس تبعیض و عدم رسیدگی به مسائل جامعه در میان مردم پدید نیاید؛ بنابراین نمیتوان سوال مجلس از رئیس جمهور را در موارد اختلاف نظر و مسائل کم اهمیتی که از نظر ایشان ارزش انتقال به میان مردم را ندارد تلقی کرد.
در سوال نمایندگان منتخب ملت از رئیس جمهور منتخب ملت نیز در راستای مسائل اقتصادی و معیشتی مردم بوده است، بلکه این سوال، سوال از عدم اجرای رهنمودهای اقتصادی رهبری در طول این سالها توسط دولت است، سیاستی که بروز آن به شکل نوسانات قیمت ارز و تورم افسارگسیخته کنونی شده است؛ البته نگارنده متن سوال از رئیس جمهور را کاملا تایید نکرده و به کاربردن عباراتی مانند « و به طور کلی مسئولان اقتصادی کشور تلویحا نشانی جناب عالی را به عنوان تصمیم گیر اصلی میدهند » را نشاندهنده دخالت دادن برداشتها و موضع گیریهای شخصی میداند.
- همانطور که رهبری فرمودند یک سری از اختلافات اختلاف سلیقه است، اختلاف برداشت است، اختلاف نظر است، لزوما که اختلاف میان قوا نیست، گاهی هم در درون مجموعه برخی از قوا مثل مجلس اختلافاتی وجود دارد، حال بیندیشیم «کشف این مطلب که در پیام رهبری سوال از رئیس جمهور مصداق اختلاف است یا خیر»، اختلاف نظر است یا مسئله مهم در رابطه با مردم؟ آیا این دعوای ولایتمداری و بیبصیرتی در سوال و عدم سوال از رئیس جمهور همان اختلاف بیاهمیتی نیست که نباید به مردم کشیده شود؟
- نگارنده به عنوان یکی از کسانی که منتخبان ملت با رای وی در خانه ملت حضور پیدا کردهاند، درخواست میکند بیش از این اختلافات نظر خود را علنی نکرده و به قانونی که خود واضع آن هستند احترام بگذارند، کسانی که طرح سوال را امضا کرده اند و کسانی که نکرده اند منتخب مردم هستند، همانطور که از مردم انتظار دارید به قانون احترام گذاشته و به رای دیگران اعتراض نکنند لطفا اجازه دهید نمایندگان مردم سوال مردم را از رییس جمهور مردم بپرسند؛ سوال از رئیس جمهور هرچند اشتباه باشد اما تیری که از کمان بجهد و حرفی که از دهان برون آید قابل بازگشت نیست! پس بگذارید این مسئله به دور از تنش و با پرهیز از اختلاف و با درایت حل و فصل و شود، نه با دعواهای بیحاصل.
