باران که می‌آید

 

 

 

باران که می‌آید هیچ‌کس نمی‌آید…

ارسال شده در خورده درد دل, روزانه, همين‌جوري‌ها | برچسب‌شده , , , | ۳ پاسخ

توطئه، از توهم تا تئوری

چندی پیش به مناسبت ترور برهان‌الدین ربانی و تیره‌شدن روابط افغانستان و پاکستان، مطلبی نوشتم در رابطه با نقش امریکا و گرفتن ماهی از این آب گل‌آلوده، اما صلاحی در انتشار آن نبود؛ پس از اتفاقات اخیر و اتهاماتی که در رابطه با ترور سفیر عربستان به ایران زده شد، تصمیم گرفتم علاوه بر انتشار این مطلب، خطر وجود چنین مثلث‌هایی را در این مطلب و مطالب آینده گوشزد کنم، شاید اتفاقی بیفتد!

مثلث پاکستان، افغانستان و امریکا : بی‌توجهی مقامات ایرانی به تحولات منطقه

رئیس شورای صلح در خاورمیانه ترور می‌شود، وزارت امور خارجه ایران تنها این اقدام تروریستی را محکوم می‌کند و آن را به طالبان نسبت می‌دهد، درحالی که تصور افغان‌ها از ناآرامی‌های کشورشان چیز دیگریست.

حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان اعتقادی به دخالت طالبان در این ترور ندارد و می‌گوید اگر ثابت شود گروه طالبان در قتل ربانی دست داشته اند، گفت و گوی صلح با آنها متوقف خواهد شد؛ این درحالیست که وی پاکستان را مقصر اصلی این حادثه می‌داند و همسایه جنوبی‌اش را عامل تحریک گروه‌های تروریستی در کشورش می‌خواند : «دیگر جوابی من ندارم مگر اینکه بگویم جانب مقابل در این مذاکره پاکستان است. چون ما ملا عمر را پیدا کرده نمی توانیم، کجاست (او)؟ شورای طالبان را پیدا کرده نمی‌توانیم، کجاست؟ قاصدی به نامشان می‌آید و می‌کشد. پس با کی باید صحبت کرد؟ مگر اینکه با پاکستان. »

این سخنان کرزای که در جمع رهبران مذهبی افغانستان بیان شده‌است بی‌شک اشاره به شخصی دارد که خود را حامل پیام صلح از طرف «شورای کویته» معرفی کرده بود، و پس از نزدیک شدن به برهان‌الدین ربانی در یک اقدام انتحاری وی را به شهادت رسانده‌بود.

در تازه‌ترین اقدام دولت افغانستان، این کشور سفر یوسف‌رضا گیلانی نخست‌وزیر پاکستان به این کشور را به دلیل غیرضروری بودن لغو می‌کند تا روابط دو کشور در هاله‌ای از ابهام تیرگی باقی بماند.

مسئله تنها به این‌چیزها ختم نمی‌شوند بلکه دولت افغانستان ادعا می‌کند ردپای پاکستان را در تمام حملات تروریستی کشورش می‌بیند، به عنوان مثال تحلیل‌گران افغان معتقدند حمله به سازمان مرکزی استخبارات امریکا در کابل که سومین حمله به اهداف امریکایی در دوهفته اخیر بوده است را از جمله تحریکات پاکستان می‌دانندکه در پاسخ به تهدیدات امریکا انجام شده‌است.

این کارشناسان و تحلیل‌گران معتقدند از طرفی پس از تهدید نظامی امریکا به پاکستان در رابطه با شبکه حقانی و طالبان پاکستان نزاع با امریکا را در زمین افغانستان انجام می‌دهد؛ ادعایی که فارغ از صحیح یا غلط بودن آن به امریکایی‌ها اجازه می‌دهد تا دوباره نیروهای خود را در افغانستان مستقر کنند و چه بسا از این کشور به عنوان پایگاهی علیه پاکستان استفاده کنند.

تحولات اخیر منطقه آسیای میانه و قفقاز و همچنین تهدیدات مکرر امریکا نسبت به کشورهایی نظیر پاکستان نویدبخش ناآرامی‌هایی است که در آستانه انتخابات مجلس ایران گریبانگیر این منطقه خواهد بود.

در این میان نیز مسئولان وزات خارجه جمهوری اسلامی ایران بدون هیچ موضع‌گیری خاصی ترور این فعال صلح را در افغانستان محکوم می‌کنند و بدون توجه به نزاع دوکشور همسایه به راحتی به نیروهای نظامی امریکا اجازه می‌دهند تا درحالی‌که هرکدام از این پایگاه‌های نظامی یک تهدید برای کشورمان محسوب می‌شوند در افغانستان پایگاه نظامی احداث کند و از آنچه باصطلاح منافع صلح در خاورمیانه خوانده می‌شود دفاع کند، غافل از آنکه هرگونه نا امنی در منطقه آن‌هم در مناطق شرقی و جنوب شرقی کشورمان به ناامنی بیش از پیش استان‌های شرقی در آستانه انتخابات مجلس می‌انجامد، امری که مدتهاست موضوع مورد بحث مسئولان امنیتی کشور است.

از طرف دیگر ایران می‌تواند با ایفای نقش میانجی میان این دو کشور علاوه بر کنترل اوضاع منطقه و کوتاه کردن دست‌اندازی امریکا در این دو کشور جای پای خود را در مذاکرات بین‌المللی باز کرده و در اقدامات بعدی خود موفق‌تر عمل نماید.

ارسال شده در انتقاد, یادداشت‌ | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , | پاسخ دهید:

سوغاتی حج

این مطلب را مدتی پیش نوشتم برای یکی از سایت‌های خبری تحلیلی،؛ تنبلی مانع از آن شد که در وبلاگ بگذارمش و مشغله باعث شد تا این مطلب از دید تحریریه سایت مذکور غافل بماند و شد آن‌چه شد!

نکته‌های ناشنیده در دیدار رهبر با کارگزاران حج:

سوغاتی‌ها خود را از کشور خودتان بخرید

درحالی‌که سخنان رهبر انقلاب در رابطه با فساد بانکی اخیر، در دیدار با کارگزاران حج همه‌جا نقل محافل و تحلیل‌های موافق و مخالف است شاید بهتر باشد در آستانه گردهمایی بزرگ اسلامی ومراسم عبادی سیاسی حج، در سال جهاد اقتصادی به بخش دیگری از رهنمودهای ایشان هم توجه کنیم:

« من با سوغاتى خریدن مخالف نیستم، اما با این بازارگردى‌ها چرا؛ خیلى بد است. یک عده‌اى عطش بازارگردى دارند؛ اینها ملت شما را، مردم شما را سبک میکند؛ حیف است. میروند یک جنسهائى را میخرند، غالباً هم جنسهاى بى‌کیفیت از کشورهاى دوردستِ سودجو که با همان کمپانى‌هاى داخل آن کشور میزبان بندوبست دارند. براى حجاج جنس بدلى و بى‌کیفیت درست میکنند مى‌آورند توى این بازارها میریزند، شما هم میروید این ارز خودتان را و عِرض خودتان را میریزید براى اینکه این کالاهاى بى‌کیفیت را خریدارى کنید. امروز در کشور ما خوشبختانه کالاهاى داخلى با کیفیت خوب، متنوع، زیبا، ساخته‌شده‌ى دست کارگر ایرانى – برادر خودتان – فراوان است. بعضى‌ها قبل از اینکه سفر مکه بروند، سوغاتى‌هاى سفر را در اینجا میخرند – کار خوبى است – نگه میدارند؛ بعد که برگشتند، همانهائى را که در بازار شهر خودشان تهیه کرده‌اند، به عنوان سوغاتى میدهند. هدیه‌ى سفر است دیگر، خوب است. این کار، خیلى کار خوبى است.
بعضى‌ها به عنوان چیز متبرک، از آنجا سوغاتى مى‌آورند؛ تبرکى ندارد. این جانمازهائى که در سنندج و کردستانِ خودمان میبافند، بمراتب از جانمازهائى که از آنجا مى‌آورند، بهتر است. برادر خودتان را تقویت کنید، ساخت دست او را که هم زیباتر است، هم بهتر است، بخرید و این را به عنوان سوغاتى بدهید. این را آنجا ببرید و به افرادى که دوست دارید، سوغاتى بدهید. همه‌ى اجناس خودمان همین طور است؛ حالا من جانماز را مثال زدم که مقدس‌ترین است. اینها را رعایت کنید.»

نیاز به توضیح نیست که اشاره ایشان به جنس‌های بی‌کیفیت کشورهای دوردست، همان جنس‌های به اصطلاح بنجل چینی است؛ جنس‌هایی که علی‌رغم کیفیت نامناسب، قیمت پایین آن باعث فروشش می‌شود تا دیگر کسی در این‌میان رقیب بازار چین نشود؛ جنس‌هایی که هرازچندگاهی مسئولان استاندارد کشور را به این راهکار می‌رساند که طی سفری به چین کیفیت بالاتر کالاهای چینی را

بازار بن‌داوود

بازار بن‌داوود، یکی از مراکز خرید معروف عربستان

خواستار شوند.

نکته دیگری که در این قسمت از بیانات ایشان قابل توجه است،‌ از بین‌بردن ارز و عِرض مسلمین در این بازارهاست؛ ایشان در این قسمت به خروج ارز از کشور اشاره می‌کنند و این مسئله را متوجه حجاجی می دانند که حتی گاهی حاضرند به هرقیمتی جنس‌ بی‌کیفیت چینی را با قیمت پایین خریداری کنند؛ امری که علاوه بر هدر رفتن و خروج بی‌رویه ارز از کشور بعضا باعث از بین رفتن آبروی مسلمانان هم می‌شود.

سوغاتی‌های خود را پیش از سفر از کشور خودتان بخرید؛ راهکاری که علاوه بر رونق تولیدات داخلی، نه پولی را از کشور خارج می‌کند و نه باعث از بین‌رفتن آبروی مسلمانان می‌شود.

ایشان در این بخش از سخنانشان همچنین به مسئله تقدس سوغاتی‌ها، که عده‌ای آن را دلیل اصلی خرید سوغاتی می‌دانند، هم اشاره کردند و جانماز را که مقدس‌ترین چیز در فرهنگ مسلمانان است را به عنوان مثال ذکر می‌کنند و یادآور می‌شوند اینکه جانماز را از کجا تهیه کنید باعث مقدس‌تر شدن آن نمی‌شود، بلکه آنچه اهمیت دارد تقویت برادر دینی و هموطن خودتان است.

این نکته را نیز نباید فراموش کرد که ایشان بارها در بیانات خود متذکر شده‌اند که نام‌گذاری امسال به نام جهاد اقتصادی بدین معناست که دشمن درحال تهدید اقتصادی کشور است و وظیفه هر ایرانی در این سال جلوگیری از این تهدیدات است؛ هرچند این امر از سوی مسئولان کشور با استقبال مواجه شد اما متاسفانه با گذشت ۶ماه از سال این نام‌گذاری در حد همایش‌ها، سمینارها و سربرگ نامه‌های اداری باقی ماند و در نهایت کشف فساد بانکی به مهم‌ترین مسئله سال جهاد اقتصادی تبدیل شد.

حج، بزرگترین و با شکوه‌ترین اجتماعی مسلمانان

جلوگیری از خروج بی‌رویه ارز از کشور و حمایت از تولیدات داخلی به اذعان همه اقتصاددانان مهم ترین گام در راستای تحقیق اهداف نام‌گذاری جهاد اقتصادی است؛ به نظر می‌رسد همین امر باعث شده است تا خود رهبری راه‌کارهای عملیاتی را در این قضیه پیشنهاد دهند.

به هرحال، این قسمت از فرمایشات رهبری می‌تواند چراغ راه حجاج و دست‌اندرکاران حج باشد تا شاید با کاهش هزینه‌های سفر حج علاوه بر کمک به عدم خروج ارز از کشور گامی بلند در راستای جهاد اقتصادی بردارند.

امسال حدود ۹۷ هزار حاجی به سفر حج تمتع اعزام می‌شوند که هر کدام ۵۰۰دلار ارز خود را می‌توانند از بانک ملی دریافت کنند، یعنی امسال حدود ۴۸ونیم میلیون دلار ارز از این طریق از کشور خارج می‌شود؛‌البته این مبلغ جدای از ۱۰۰دلاری است که هر حاجی بابت قربانی پرداخت می‌کند.

ارسال شده در پيشنهاد, یادداشت‌ | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | پاسخ دهید:

طالبی شکفته؛ ارمغان زندگی با فراغت بال!

 

از زمانی که خودم شدم بانوی خانه! و در یک حرکت نمادین بی‌خیل زندگی خوابگاهی شدم، غذاها و خوردنی‌های جدید بدجور وسوه‌ام می کند؛ چه خوردنشان، چه درست‌کردنشان.

تزیین خوردنی‌ها هم یکی از کارهاییه که هم در خوردن غذا و میوه به ادم روحیه می‌ده، هم ذوق و سلیقه خاصی رو می‌طلبه؛سایت گروه مجلات همشهری نحوه تزئین طالبی رو آموزش داده که بسیار جالب بود و منو تشویق به انجام این کار در خونه کرد؛ بد نیست علاقه‌مندان به آشپزی و مواد غذایی این رو یک امتحان بکنند.

 

 

 

 

 

گروه مجلات همشهری – طالبی شکفته.

ارسال شده در وبگردی‌ها | برچسب‌شده , , , , , , , , | پاسخ دهید:

جشنواره جام جم: خودشیفتگی در حد رسانه ملی

کاریکاتور خبرآنلاین از صدا و سیمای ضرغامی!

در حالی‌که پخش تجلیل از عوامل برنامه‌های مناسبتی ماه مبارک رمضان به تازگی تمام شده‌است، دست‌اندرکاران رسانه ملی در شب‌های گذشته مراسم تجلیل از هنرمندان و عوامل مجموعه خنده‌بازار را هم پخش کردند تا سریال‌های سیما بدون تجلیل باقی نمانند.

اما در هیاهوی تقدیر و تشکر از عوامل برنامه‌ساز صدا وسیما که بعضا هم بی‌ارتباط با شبکه‌های ماهواره‌ای غرب نیستند، رسانه ملی اقدام به برگزاری جشنواره تولیدات تلویزیونی جام‌جم نیز کرده‌است تا نه‌تنها یک‌بار بلکه چندبار دیگر هم از عوامل برخی مجموعه‌های تلویزیونی تقدیر کند.

این تقدیر و تشکر ها در حالی صورت می گیرد که پخش سریال های مناسبتی صدا و سیما در ماه رمضان گذشته بیش از پیش با انتقاد کارشناسان مذهبی و رسانه ای همراه بود و همچنین بر طبق نظرسنجی های انجام شده استقبال عموم مردم نیز از این سریال ها بسیار کم بوده و این مجموعه ها نتوانسته اند در جذب مخاطب موفق عمل کنند.

 این گونه مراسم ها کم هم نیستند و برای اغلب سریال‌ها و مجموعه‌های تلویزونی برگزار می‌شوند، و جالب تر آنکه این تقدیر و تشکرها هنوز مسئولان، هنرمندان و دست‌اندرکاران برنامه‌های تلویزیونی را راضی نکرده‌است؛ چرا که معاونت سیمای رسانه ملی در اقدامی بسیار جالب با هدف « شناسایی و معرفی آثار فاخر و ارزشمند » جشنواره جام جم را برگزار می‌کند.

نگاهی به شرایط پذیرفته‌شدن آثار در این جشنواره به روشنی مشخص می‌کند که آنچه به عنوان «شناسایی و معرفی آثار فاخر و ارزشمند» به مثابه هدف برای این جشنواره در نظر گرفته‌شده عنوانی است زیبا برای تجلیل از عوامل آثاری که تا کنون از شبکه‌های مختلف سیما پخش شده‌اند و بلکه بارها مورد تقدیر و تشکر قرار گرفته‌اند:

۱٫ تولیدات مستند : آثاری که از سال ۱۳۸۳ تا پایان شهریور ماه ۱۳۹۰ از شبکه های سیما پخش شده است .

۲٫ تولیدات پویانمایی : آثاری که از سال ۱۳۸۰ تا پایان شهریور ماه ۱۳۹۰ از شبکه های سیما پخش شده است .

۳٫ فیلم های تلویزیونی : آثاری که از ابتدای آبان ماه ۱۳۸۷ تا پایان شهریور ماه ۱۳۹۰ از شبکه های سیما پخش شده است.

با نگاهی به این شرایط به آسانی می‌توان دریافت که نه‌تنها در این جشنواره هم مثل سایر مراسمات صدا و سیما اثری از شناسایی و معرفی وجود ندارد بلکه تنها قرار است آثار پخش شده از سیما دومرتبه و چندمرتبه جایزه دریافت کنند تا خدای نکرده در انتهای سال چیزی از ردیف بودجه پرداخت شده به مهم‌ترین نهاد رسانه‌ای کشور برای سال جهاد اقتصادی باقی نماند.

البته به نظر می‌رسد رسانه ملی هرچند با هدف تقدیر چندباره از آثار فاخر اقدام به برگزاری جشنواره جام جم می‌کند، اما در پس این تصمیم خودشیفتگی‌ای فرای تصور منتقدان بر رسانه ملی سایه افکنده، به نحوی که این دست‌اندرکاران فرهنگ کشور نه تنها خویش را ملزم به پاسخ گویی به آنها نمی بیند بلکه حتی اشاره ای به وجود این انتقاد ها نمی کنند و در فضایی کاملا منحصر به حمایت از آثار و تولیدات خود و تشکر از تولیدکنندگان آن و به عبارت دیگر تشکر از خود می‌پردازد.

ظاهرا آنچه مسئولان رسانه به اصطلاح ملی را خودشیفته‌تر می‌کند، بودجه‌ای است که فارغ از در نظر گرفتن استقبال مخاطبان انحصارا در اختیار این سازمان عریض و طویل قرار می‌گیرد تا بجای حمایت از تولید آثار جدید و فاخر به تشکر از سریال‌ها و فیلم‌هایی بپردازند که پیشتر از آن‌ها تقدیر و تشکر شده است.

عکس یادگاری عزت الله ضرغامی در سفر به نیویورک

و عکس‌ها و سفرهای عمو عزت خود حکایتی دگر است...

البته همانطور که در پیام رهبر معظم انقلاب در آبان ۸۸ به عزت الله ضرغامی آمده است: « سفارش اساسی اینجانب نزدیک کردن و رساندن این رسانه ی فرهنگ ساز، به طراز رسانه ای است که دین وَ اخلاق وَ امید وَ آگاهی، بارزترین نمود آن باشد و رفتار اجتماعی مخاطبان و نیز نهاد حساس و مهمی چون خانواده بر اساس آن شکل گیرد و هنر و شیوه های گوناگون حرفه ای و آزموده شده یا نوپدید، یکسره در خدمت رشد این شاخص‌ها در آید.»، دست‌اندرکاران رسانه ملی قرار است در این جشنواره به اثری که به بهترین شکل به چهاراصل اخلاق ،امید،آگاهی و دین بپردازد نیز جایزه ویژه‌ای تقدیم کند.

آیا بهتر نیست مسئولان رسانه فرهنگ‌ساز کشور در راستای این دستور رهبر انقلاب به جای نام‌گذاری شبکه‌ای که در آن نه‌تنها هیچ نشانی از امید و آگاهی دیده نمی‌شود و بالعکس در بهترین سریال‌های آن خانواده‌ها در شرف از هم‌پاشیدن‌اند و یا قهرمان داستان خانوادتا فروشنده مواد مخدر است، به نام شبکه امید و آگاهی؛ و یا اهدای جایزه به آثاری که به زعم ایشان به بهترین شکل به این اصول پرداخته‌اند، دستی به سر و روی این رسانه کشیده و دست از خودستایی و خودشیفتگی با بودجه بیت‌المال بردارند؟

آیا زمان آن نرسیده که رسانه ملی به جای تقدیر از سریال‌ها و برنامه‌هایی که در آن ترویج خیانت، خشونت،‌ تکه‌کلام‌های غیر متعارف و غیر شرعی  می‌شود، با هدف فرهنگ‌سازی شروع به تولید آثاری کند که به ترویج ارزش‌های اجتماعی و مطابق کلام رهبری دین وَ اخلاق وَ امید وَ آگاهی بپردازد؟

بازتاب این مطلب در شفاف، فردانیوز، ایران دیپلماتیک

ارسال شده در انتقاد, یادداشت‌ | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , , | پاسخ دهید: